شخصیت‌شناسی | نقش موسوی خوئینی‌ها در ناتمام ماندن پرونده‌ی انفجار دفتر نخست وزیری

مسئله‌­ای که پس از گذشت بیش از سی سال همچنان بی­‌پاسخ و پر ابهام باقی مانده، ماجرای انفجار در دفتر نخست­‌وزیری است. این پرونده به­ خاطر اعمال فشارها همچنان به نتیجه نهایی نرسیده است. موسوی خوئینی­‌ها از همان آغاز کارش در دادستانی کل کشور در سال ۶۴ اعلام کرد که از نظر وی به دلیل اینکه به پرونده انفجار حزب جمهوری رسیدگی نشده است، رسیدگی به این پرونده صرفا اهداف سیاسی دارد.

پرونده ویژه | «شیخ فضل‌الله‌نوری» به هیچ جریان و طیفی وابسته نبود

«این عمامه را از سر من برداشتند، از سر همه برخواهند داشت.» و چه زود پیش بینی شیخ محقق شد دستگاه آزادیخواهان مستبد اول مشروعه خواهان را سپس علمای مشروطه خواه را ترور یا منزوی و یا از صحنه سیاست خارج کردند.

پرونده ویژه | شیخ فضل الله وارث علم میرزای رشتی و سیاست و مدیریت میرزای شیرزای بود

 

مورخین مشروطه در شرح حوادث روزهای آخر عمر شیخ، تصریح دارند که از سفارت روسیه کسانی نزد شیخ آمدند و گفتند: ما حاضریم بیرق روسیه را بالای خانه شما نصب کنیم تا جانتان در حفظ و پناه امپراتور تزاری قرار گیرد، ولی شیخ زیر بار نرفت و به قول اعظام الوزاره، فرمود: اسلام، زیر بیرق کفر نخواهد رفت!

یادداشت | وقتی فریادهای شیخ فضل الله به گوش مراجع نمی­‌رسد

اعضای انجمن مخفی این‌گونه جلوه می‌دادند که شیخ با مشروطه مخالف است! بعد هم از مراجع نجف کسب تکلیف می‌کنند که تکلیف کسی که با مشروطه و مجلس مخالفت می‌کند، چیست؟! آنها هم حکم می‌دهند او (شیخ فضل­ الله) مطرود است! باید چنین فردی را از بین برد!

یادداشت | بررسی روشنفکری در ایران

 

روشنفکرانی که در یک قرن اخیر نقش حساس و مهمّی در حرکت‌های سیاسی و اجتماعی داشتند را به دو گروه تقسیم می‌کنیم.

الف- گروه دنباله‌رو روحانیت شیعه. انگیزه آنها حفظ دین و مبارزه با فساد و استبداد بود.

ب- گروه دیگر رهبران سیاسی غیر مذهبی. این رهبران عموماً لیبرال و غرب‌زده بودند و تحت تأثیر فرهنگ و تمدن غرب بودند.

برشی از کتاب | اگر پاره پاره‌­ام کنید، هر قطره خونم ندا می‌دهد خمینی خمینی.

 

 

حوزه علمیه در دوران آیت­ الله بروجردی حیاتی تازه یافت و به طوری که آیت­ الله گلپایگانی در یک سخنرانی در سال 45 ابراز داشته، این زمان هفت هزار طلبه در قم مشغول تحصیل بوده است. در این دوره از تاریخ حوزه، امام خمینی جریان دینی را در برخورد مرجعیت با سیاست در ایران پایه­گذاری کردند. در ایران، دو گروه از روحانیون حرکت امام را به طور جدی حمایت و سپس دنبال کردند تا آن­که در نهایت در انقلاب ۵۷ پیروز گشتند:

شخصیت‌شناسی |‌ از مدیرمسئولی در روزنامه موسوی خوئینی‌ها تا توهین به آیت الله مصباح یزدی

سران مجمع روحانیون مبارز از جمله مهدی کروبی و محتشمی‌­پور جزو مخالفان سرسخت تفکر آیت ­الله مصباح‌یزدی محسوب می‌­شوند؛ همو که مقام معظم رهبری از وی به عنوان جانشین علامه طباطبایی شهید مطهری یاد کرد که خلا ایشان را پر کرده است.

گفتگو |‌ قرار بود حاکمیت و حکومت از کانال منتظری به منافقان و اسلام آمریکایی برسد

 

بخش اول گفتگو با حجت الاسلام محمد علی لیالی به جریان‌شناسی این جریانات در حوزه علمیه و نقش این جریان ها و مراکز مرتبط با این جریان ها در حوزه علوم دینی پرداختیم در ادامه این گفت وگو بخش دوم را بیشتر اختصاص دادیم به مسایل دانشگاه مفید و تفکرات حاکم بر این دانشگاه و نوع عملکرد افرادی که در این دانشگاه نقش و ارتباط دارند... توصیه می‌شود قبل از خواندن بخش دوم گفت وگو حتما بخش اول آن خوانده شود.

حوزه‌شناسی | جریان‌های کلامی در حوزه اصفهان

مهم­ترین تحول در علم کلام عقل­‌گرای امامیه در حله گرایش آن به استفاده از ادبیات فلسفی مشاء است که با حضور دو شخصیت بزرگ شیعی، یعنی خواجه نصیر الدین طوسی و علی بن میثم بحرانی گره خورده است.

 

کلام نص­‌گرا و عقل­‌گرا

کلام امامیه در طی سده‌­های گذشته تحولاتی را پشت سر گذاشته و جریان‌­هایی را در خود پرورانده است. به طور اجمال می‌توان به دو جریان کلام نص­‌گرا و عقل­‌گرا در امامیه اشاره کرد. تقابل بین این دو جریان را می‌­توان در دو مدرسه قم و بغداد مشاهده کرد. مدرسه قم از دیرباز مرکز تولید و نشر معارف حدیثی امامیه بود و این مهم در سده سوم و چهارم با ظهور شخصیت‌­هایی مانند أحمدبن محمد بن عیسی، ابراهیم بن هاشم، سعد بن عبدالله اشعری و محمد بن ولید و محمد بن یعقوب کلینی و شیخ صدوق به اوج خود رسید.

بغداد نیز به عنوان پایتخت جهان اسلام از آغاز تأسیس از سوی دانشمندان شیعه مورد توجه قرار گرفت و با مهاجرت شمار قابل توجهی از شیعیان به این شهر به تدریج به یکی از پایگاه‌های رسمی امامیه تبدیل شد. اما رونق دانش­‌های شیعی و به ویژه توسعه علم کلام در این دیار را تا اندازه زیادی باید مرهون شکل­‌گیری دولت آل بویه در ایران و گسترش دامنه آن تا بغداد دانست.

 در این دوره تاریخی که به طور عمده به اواخر قرن چهارم هجری و نیمه نخست قرن پنجم باز می‌­گردد، دانش کلام شیعه به دست شخصیت­‌های نامداری مانند شیخ مفید (۴۱۳ق) و سید مرتضی (م ۴۳۶ق) و شاگردان آن دو به ویژه شیخ طوسی (م ۴۶۰ ق) به یک منظومه معرفتی جامع و روزآمد دست یافت که پیش از آن تا بدین پایه سابقه نداشت.

کلام عقل‌گرا

هرچند جریان کلام عقل­‌گرا قدرت بیشتری پیدا کرد و کلام رسمی امامیه را نمایندگی کرد، ولی جریان حدیث­‌گرا نیز به شکل محدودی در بین امامیه ادامه یافت؛ برای مثال می­‌توان ادعا کرد که این از جریان کلامی هر دو در ری نیز ادامه پیدا کردند. در ری شخصیت­‌هایی مانند قطب ­الدین اوندی (۵۷۳) و ابن شهر آشوب (۵۸۸) از جریان کلام حدیث‌گرا به شمار می‌روند و شخصیت­‌هایی مانند سدید الدین حمصی ( اوائل سده هفتم)، مقری نیشابوری (قرن ششم)، مفید نیشابوری طبرسی صاحب مجمع ­البیان (۵۴۸) و ابو الفتوح رازی (اوایل سده ششم) اشاره کرد.

پس از ری در حله نیز این دو جریان به حضور خود ادامه می‌­دهند. هر چند حله از ابتدا حضور فقهای امامیه بوده است؛ ولی پس از مدتی به دلایل مختلفی از بزرگان کلام امام می‌­شود که در این شهر حضور پیدا کرده و به تعلیم کلام بپردازند. سدید الدین حمصی رازی نقل می­‌کند در هنگام مراجعت از مکه به درخواست برخی از علمای حله در آن­جا به تدریس علم کلام پرداخته و کتاب المنقذ من التقلید و المرشد الى التوحید یا همان التعلیق العراقی را برای گروهی از جویندگان این علم املاء کرده است. پس از او متکلمان بزرگی همچون سدید الدین ابن وشاح حلی که استاد کلام محقق حلی (م ۶۷۶ق) و سید بن طاوس (م ۶۶۴ق) بود و یا مفید الدین محمد بن جهیم اسدی (م ۶۸۰ق) و پدر علامه حلی، یعنی یوسف بن مطهر حلی که هر دو از معاصران محقق حلی بودند، و محقق حلی آن دو را به خواجه طوسی در اولین زیارتش از حله به عنوان «اعلمهم بالأصولین» معرفی کرده است، در حله پا به میدان کلام گذاشتند.

تحول علم کلام عقل‌گرا

مهم­ترین تحول در علم کلام عقل‌­گرای امامیه در حله گرایش آن به استفاده از ادبیات فلسفی مشاء است که با حضور دو شخصیت بزرگ شیعی، یعنی خواجه نصیر الدین طوسی و علی بن میثم بحرانی گره خورده است. طوسی با نگارش کتاب تجرید العقاید و بحرانی با کتاب قواعد المرام در حقیقت چارچوب کلام متأخر امامیه را بنیان نهادند. البته این علامه حلی (م ۷۲۶ق) بود که با شاگردی نزد هر این دو به شرح و بسط اندیشه‌های آنان پرداخت و با قدرت و نفوذ فقهی و سیاسی خود این مکتب فکری را بر محافل علمی شیعه مسلط ساخت...

ادامه دارد ...

منبع: جریان‌های فکری حوزه علمیه اصفهان- محمدجعفر رضایی

 

 

کلام ولایت | امام چواد مجاهد در مقابل قدرت‌های منافق و ریاکار

هر یک از امامان معصوم(ع) دارای فضیلت‌هایی هستند، امام محمد تقی(ع)، حضرت جوادالائمه(ع) فرزند امام رضا(ع) مشهور به جود و سخا هستند. بخش کوتاهی از شخصیت بزرگوار این حضرت را در کلام رهبر معظم انقلاب می‌خوانیم.

 

امام جواد مانند اسوه و مقتدا

امام جواد مانند دیگر ائمه‌ی معصومین برای ما اسوه و مقتدا و نمونه است. زندگی کوتاه این بنده‌ی شایسته‌ی خدا، به جهاد با کفر و طغیان گذشت. در نوجوانی به رهبری امت اسلام منصوب شد و در سال‌هایی کوتاه، جهادی فشرده، با دشمن خدا کرد به طوری که در سن ۲۵ سالگی یعنی هنوز در جوانی، وجودش برای دشمنان خدا غیر قابل تحمل شد و او را با زهر شهید کردند.

همان‌طوری که ائمه‌ی دیگر ما علیهم‌السلام با جهاد خودشان هر کدام برگی بر تاریخ پر افتخار اسلام افزودند، این امام بزرگوار هم گوشه‌ی مهمی از جهاد همه جانبه‌ی اسلام را در عمل خود پیاده کرد و درس بزرگی را به ما آموخت.

 

امام جواد(ع) مجاهد حکومت الله

آن درس بزرگ این است که در هنگامی که در مقابل قدرت‌های منافق و ریاکار قرار می‌گیریم، باید همت کنیم که هوشیاری مردم را برای مقابله‌ی با این قدرت‌ها برانگیزیم. اگر دشمن، صریح و آشکار دشمنی بکند و اگر ادعا و ریاکاری نداشته باشد، کار او آسان‌تر است. اما وقتی دشمنی مانند مأمون عباسی چهره‌ای از قداست و طرفداری از اسلام برای خود می‌آراید، شناختن او برای مردم مشکل است. در دوران ما و در همه‌ی دوران‌های تاریخ، قدرتمندان همیشه سعی کرده‌اند وقتی از مقابله‌ی رویاروی با مردم عاجز شدند دست به حیله‌ی ریاکاری و نفاق بزنند.

امام جواد می‌خواست به مردم بگوید که من طرفدار اسلام و طرفدار خاندان پیغمبرم. امام علی‌بن‌موسی‌الرضا صلواةالله‌علیه و امام جواد صلواةالله‌علیه همت بر این گماشتند که این ماسک تزویر و ریا را از چهره‌ی مأمون کنار بزنند و موفق شدند.(1)

 

خاطره‌ی خونین 17 شهریور؛ دنباله‌ی درس جاوید فراموش‌نشدنی است که امام جواد به ما داده است. چرا یک امام بزرگوار در 25 سالگی به شهادت می‌رسد؟ و دستگاه جبار زمان این ذریه‌ی پیغمبر را بیش از آن تحمل نمی‌کند؟ پاسخ به این سخن را زندگی و شخصیت امام جواد به ما می‌دهد. او مظهر مبارزه‌ی با باطل بود، او کوششگر برای حکومت الله بود. او برای خدا و قرآن مبارزه می‌کرد، او از قدرت‌ها نمی‌ترسید، او در حقیقت امام و الگو و پیشاهنگ این حرکتی بود که امروز ملت ایران همگی دست به دست آن را تعقیب می‌کند.(2)

 

  1. ۱۳۵۹/۰۷/۱۸
  2. سخنرانی به مناسبت 17 شهریور در مصلی نماز جمعه‌ی تبریز 1362/06/17